با عرض پوزش فراوان به دلیل کمبود وقت  به دلیل تعداد زیاد مراجعه کنندگان  و حجم بسیار زیاد مطالبی که در سایت گذاشته می شود امکان ترجمه دقیق کلیه مطالب نمی باشد و  ترجمه متون عمدتا توسط سرویس اتوماتیک انجام شده به همین دلیل اشکالات دستوری در متن زیاد است ولی مفهوم کلی بحث قابل فهم است. امیدواریم که اکثر مطالب قابل استفاده باشند.

 مغز داستان : داستان Stacy از صرع و Neurofeedback
توسط دکتر کارن در سه شنبه 2007 اوت 21 05:59 EDT | لینک دائم | کیهان
من یک ایمیل به روز از برنارد ارتل ، خالق و مدیر از مقابله با وب سایت و انجمن صرع.

زمانی که من شانس به بازدید سایت خود را خوانده و در مورد تجربیات او و همسرش ، Stacy ، با neurofeedback بود ، من می دانستم که من می خواستم آنها را برای به اشتراک گذاشتن برخی از داستان خود را با خوانندگان است.

من اغلب از درخواست های مردمی که من وب سایت ، مغز و سلامت یا وبلاگ برای به اشتراک گذاشتن آنچه که "معمولا" وقتی اتفاق می افتد کسی را دریافت آموزش neurofeedback. من از مقررات حرفه ای من مجاز به درخواست مشتریان خود را برای به اشتراک گذاشتن ، تا زمانی که من پیدا کردن کسی که حاضر است برای به اشتراک گذاشتن داستان خود را ، من واقعا می خواهم شما را قادر به آن را از دهان خود (صفحه کلید) را بشنود. حتی اگر واقعا وجود دارد یک "نمونه" الگوی نیست ، من می دانم که کمک می کند تا برای شنیدن در مورد آنچه که دیگران تجربه کرده اند.

بنابراین اول اجازه برنارد و Stacy به اشتراک گذاری داستان خود اجازه دهید ، سپس من یک زن و شوهر از نظر.

و فقط برای ضبط -- جدا از این نظرات اولیه و آنهایی که به دنبال خواهد داشت ، این است که یک نسخه به طور کامل ویرایش نشد از آنچه برنارد پس لطف به من ارسال...


Stacy مبتلا به صرع تشخیص داده شد زمانی که او 8 سال. خانواده او در
از طرف مادر است که سابقه صرع که می توان به
چند نسل.

Stacy در داروهای مختلف در طول سال های بعد قرار داده (والپوریک ،
دیلانتین ، Zorontin ، Tegretol ، و غیره). تغییرات در دارو بودند
چرا که او دوست نداشت عوارض جانبی و حاضر به ادامه مصرف
آنها را.

در جوانی ، Stacy کار دو کار و در نظر گرفتن 15 ساعت
کلاس های دانشگاه بود. او در حدود 6-7 ساعت خواب در شب گرفتن بود و
نوشیدن نوشابه های حاوی کافئین و شکر را به ماندن و سیمی در طول روز. او
داشتن صرع مختصر چند تشنج در هر روز :

-- «منطقه از" جایی که او را متوقف خواهد کرد به صحبت در اواسط جمله و فراموش کرده ام
آنچه او گفت

-- از "پرشهای" که در آن بدن او (و یا فقط بخشی از آن) به طور ناگهانی به خرمن کوب
ها شدید معمولا بدون آگاهی هشیار خود از این حادثه

خوشبختانه ، این تشنج را در طول زمان رخ می دهد زمانی که Stacy شد
تمرکز بر روی چیزی ، مانند رانندگی یک ماشین یا دوچرخه سواری است.

او دچار تشنج گراندمال با تشنج کامل در مورد هر دو
سال (مانند الگوی تشنج مادر). پس از تشنج ،
Stacy را برای چند ساعت پیش از بازگشت به آگاهی خواب.
با این حال ، عضلات او بودند تا از تشنج خسته که او
قادر به برای حداقل یک روز کار کند.

در زمان فارغ التحصیلی کالج او شروع به دیدن یک دکتر که
قرار دادن خود در یک پروتئین بالا ، پایین (ساده) رژیم غذایی قند (کم تر از آن بود
قند خون از ketogenic). او همچنین شروع درمان neurofeedback EEG در
Neurocare سیستم نرم افزار.

در آن زمان ، Stacy قاطعانه بود که او نمی خواست به هر گونه مواد مخدر.
برای او ، عوارض جانبی و احتمال آسیب در دراز مدت به کبد او
هرحال تاثیر تشنج است.

بعد از حدود 3 ماه جلسات neurofeedback 2-3 بار در هفته ، و در
قابل توجهی از هزینه های جیبی (بیمه ما آن را پوشش نمی دهد) ، ما
تقریبا neurofeedback جلسه را ترک کنید. ما هر ملموس مشاهده نمی
نتایج حاصل از آن و آن سوختن یک سوراخ در پس انداز ما است.

اما ، ما تصمیم گرفت که این پول بهتر است در حال حاضر در امید از صرف
زندگی بهتر برای صرفه جویی از او را برای بعضی از روز دور که ما ممکن است هرگز
به لذت بردن از تشنج اگر او خود را نه تحت کنترل را به شیوه ای که او
می تواند خوشحال.

ما با جلسات و یک روز ادامه داد : چند ماه بعد از آن ما
متوجه شدم که او دیگر نمی شد با عدم وجود تشنج هر بیشتر.
مزایای رژیم neurofeedback جلسه ، رژیم غذایی و خواب بود
حفظ درست مانند یک سوئیچ نور پس از حدود 5 ماه پس از کلیک
جلسه. او دیگر هیچ صرع مختصر قابل مشاهده تشنج -- پرشهای هیچ ، هیچ
منطقه بندی است.

او رفت و 4 سال به طور کامل آزاد و تشنج دارو قبل از تشنج
پس از ارائه اولین فرزند ما است. تشنج او بدتر
پس از ارائه فرزند دوم ما و ما شده اند در تلاش برای به دست آوردن او
بازگشت به جام مقدس است که از کنترل تشنج بدون مواد مخدر از هر. ما
امید به از سرگیری جلسات Neurofeedback برای خود را به عنوان بخشی از این سفر.

درباره نویسنده :
برنارد ملاقات Stacy زمانی که او هنوز در کالج بود. او وحی chauffered
1 ساعت خود را در هر راه را برای هر جلسه Neurofeedback برای تقریبا 6 ماه.
برنارد و Stacy هستند خوش و خرم و دارای دو فرزند ازدواج کرد. آنها شده
کنار آمدن با صرع وب سایت به عنوان مجمعی برای افراد مبتلا به صرع به بحث
گزینه های درمان و ارائه پشتیبانی همکار.


من امیدوارم که شما بهره مند از شنیدن یک داستان شخصی -- اگر شما نظرات خود ، احساس رایگان برای آنها را در اینجا و یا من مطمئن هستم که برنارد می شنیدن از شما در مقابله با انجمن صرع خوش آمدید. اگر می خواهید تجربه خود را برای به اشتراک گذاشتن ، لطفا فقط به من اجازه می دانم!

نظر عمده تنها من می خواهم به این است که به نقطه ای از الگوی تغییر Stacy تجربه در هنگام کار با سیستم NCP (در مورد آنچه که من در اینجا و در وب سایت من به عنوان روش مراقبت از آموزش neurofeedback صحبت کنید.)

گاهی اوقات مردم انتظار neurofeedback به مانند یک دارو عمل می کنند -- یک قرص ، تفاوت را مشاهده کنید.

اما این که چیزی نیست ، روش مراقبت از خود احترام قائل است که در مغز خود به خصوص با استفاده از فرایندهای نظارتی.

Stacy به عنوان و برنارد را کشف کرد ، می توان آن را مانند چیزی به نظر می رسد در حال وقوع است ، هیچ چیز اتفاق می افتد.... در عین حال مغز است و این تغییرات به آن نیاز دارد برای حمایت از تغییرات ممکن است شما به دنبال... پس از آن به نظر می رسد که اگر تغییر اتفاق می افتد.

و این است تا مشکل ، اگر نه غیر ممکن است برای مربیان مثل من به پیش بینی در پیشبرد. این مهم را به تعهد است که Stacy و برنارد را در اعتماد به فرایند.