
نوروفیدبک چیست؟
نوروفیدبک نوعی پسخوراند عصبی امواج مغزی است . در نوروفیدبک افراد آموزش میبینند که آهنگ و فرکانس های نابهنجار امواج مغزی را به آهنگ و فرکانس های بهنجار و به دنبال آن حالت های روانشناختی نابهنجار را به بهنجار تبدیل کنند.
در نوروفیدبک هدف اصلی بالا بردن آگاهی شخص نسبت به آنچه در بدن و مغزش اتفاق می افتد و افزایش قدرت کنترل ارادی بر آنهاست. در واقع نوروفیدبک همانند آیینه ایی است که کم و کاستی های مغز را به خودش نشان میدهد.
آیا روش نوروفیدبک روشی علمی است؟
در گذشته ها چنین تصور میشد که فرایندهای فیزیولوژیایی تحت کنترل دستگاه عصبی خودمختار مثل ضربان قلب و فشارخون،فرایندهای خودمختاری هستند که نمیتوان بر آنها کنترل ارادی داشت،اما آزمایشهایی که در سال 1960 صورت گرفت نشان داد که، آدمیان میتوانند یاد بگیرندکه کارکردهای فیزیولوژیایی بدن را تغییر دهند.
هم چنین در طی سی سال گذشته فعالیت های علمی متعددی به منظور کشف ظرفیت ذهن در تاثیر بر بدن و شناخت راههایی که ذهن بر بدن و عملکردهای آن تاثیر میگذارد و از آنها تاثیر میپذیرد ،از جمله درباره ی ارتباط مغز و روان،انجام شده اند. در این راستا در حوزه ی درمانگری اختلال های روانشناختی نشان داده شده است که ایجاد نوسان و تغییر بهینه در آهنگ و فرکانس امواج مغزی، با استفاده از نوروفیدبک و بیوفیدبک میتواند تغییرات بهینه ای در حالت های روانشناختی افراد ایجاد کند.
مزیت های نوروفیدبک :
1. نداشتن عوارض جانبی و اثرات سوء برخی داروها
2. داشتن اثرات درمانی پایدار
3. تعمیم به موقعیت های جدید : هدف نوروفیدبک آموزش خودتنظیمی به مغز است و سعی دارد به آن یاد دهد که چگونه خود را تنظیم کند . در نتیجه پس از درمان با نوروفیدبک مغز با مواجهه با مشکلات جدید و خارج شدن از نظم خود، نیازمند ماده دارویی جدید نمیباشد ، چراکه میتواند از طریق فرآیندهای خودتنظیمی نظم جدید خود را به دست آورد.
4. تثبیت عملکرد سراسری مغز با افزایش توانایی مغز در تولید امواج مغزی مختلف در محدوده صحیح
در یک جلسه نوروفیدبک چه اتفاقاتی می افتد ؟
روش های نوروفیدبک را میتوان در درمانگاهها و مراکز درمانی و بیمارستانها به کار برد. بدین ترتیب که ابتدا شرح حالی از بیمار گرفته میشود و سپس درمانگر حسگرهای الکتریکی را به نقاط مختلف بدن(گوش ها و سر) متصل میکند ، سپس از بیمار خواسته میشود که به صفحه کامپیوتری که در مقابلش قرار دارد نگاه کند، درمانگر برنامه خاصی متناسب با مشکل بیمار برای او در نظر گرفته است (مشابه بازی های کامپیوتری) ، در این حالت بیمار قادر است امواج مغزی اش را مشاهده کند ، در نتیجه فرایندهای غیرارادی و ناهوشیار برای بیمار کاملا محسوس میگردد و بیمار با کمک درمانگر و ارائه محرک های دیداری- شنیداری قادر خواهد بود امواج نابهنجار را دستکاری کرده و در طی جلسات درمان،آنها را به بهنجار تبدیل کند.
مدت جلسات 45 دقیقه ایی و حداقل 2 تا 3 جلسه در هفته توصیه میشود.
در حقیقت باید بدانیم نوروفیدبک نوعی یادگیری است و کاملا واضح است که هرچه تکرار و تمرین بیشتر باشد،یادگیری نیز بهتر خواهد بود.
بیماری های قابل درمان با نوروفیدبک:
بیش فعالی / کمبود توجه ADHD
اضطراب Anxiety
دردهای مزمن و سردردهای میگرنی
افسردگی Deppression
اختلال وسواس فکری عملی OCD
اختلالات خواب
اختلالات یادگیری
حملات هراس Panic
فوبی ها Phobias
سوء مصرف مواد
اختلال استرس پس از سانحه PTSD
صرع ، ضربه ی سر و سکته مغزی
نوروفیدبک چیست ؟
در نوروفیدبک سنسورهایی كه الكترود نامیده میشوند بر روی پوست سر بیمار قرار میگیرند. این سنسورها فعالیت الکتریکی مغز فرد را ثبت و در غالب امواج مغزی (در اغلب موارد به شکل شبیهسازی شده در قالب یک بازی کامپیوتری یا فیلم ویدئویی) به او نشان میدهند. در این حالت پخش فیلم یا هدایت بازی کامپیوتری بدون استفاده از دست و تنها با امواج مغزی شخص انجام میشود.
به این شکل فرد با دیدن پیشرفت یا توقف بازی و گرفتن پاداش یا از دست دادن امتیاز و یا تغییراتی که در صدا یا پخش فیلم به وجود میآید، پی به شرایط مطلوب یا نامطلوب امواج مغزی خود برده و سعی میکند تا با هدایت بازی یا فیلم، وضعیت تولید امواج مغزی خود را اصلاح کند (مثلاً اگر قرار است فرد موج آلفای خود را کاهش دهد بازی در صورتی پیش میرود که موج آلفا از یک حد مشخص شدهای کمتر باشد).
نوروفیدبک در واقع یک فرایند آموزشی است که در آن مغز خودتنظیمی را فرا میگیرد. در طول آموزش، فعالیت مغز توسط اداره هشیار و ناهشیار توجه كنترل میشود. یادگیری هشیارانه زمانی اتفاق میافتد كه فرد در مییابد كه چطور سیگنال فیدبك به توجه و وضعیت ذهنی او ارتباط پیدا میكند.
قسمت عمده یادگیری در سطح ناهشیار اتفاق میافتد، جائیكه مغز تدریجاً میتواند بصورت مستقیم و خودكار سیگنال فیدبك را كنترل كند. مهارتهای جدید كه بصورت آگاهانه و نا آگاهانه بدست آمدهاند در طول آموزش درونی میشوند و بطور خودكار به فعالیتهای روزانه فرد منتقل میشوند. این کار درست مانند یادگرفتن رانندگی است. همانطور که رانندگی پس از یادگیری کامل به صورت یک سری اعمال خودکار در میآید و هیچگاه فراموش نمیگردد، مهارتهایی نیز که مغز در طی آموزش نوروفیدبک فرا میگیرد ماندگار خواهند بود.
بنابراین نوروفیدبک به مغز کمک میکند تا یاد بگیرد که چطور خودش را تنظیم و نواقص عملکردی خود را برطرف نماید. لذا هیچگونه دستکاری یا مداخله ماده خارجی وجود ندارد که بخواهد عوارض جانبی داشته باشد یا وابستگی ایجاد کند. با نوروفیدبک ما تنها مهارتهای جدیدی را فرا میگیریم، مهارتهایی که ما و مغزمان را بیش از پیش توانمند میسازد.
نوروفیدبک از نوروپلاستیسیتی کمک میگیرد.
از دید روانشناسی، چنین به نظر میرسد كه آموزش و تمرین تمركز، فرایندهای ارتباط، رشد و بلوغ عصبشناختی در مغز را تحریك و افزایش میدهد. این وقتی اتفاق میافتد كه نورونها طی آموزش به ایجاد ارتباطات سیناپسی (ارتباط بین نورونی) جدید وادار شده و باعث بهبود عملكرد مغز در مناطق خاص میشوند. همچنین شواهدی وجود دارد كه بین فعالیت موج آلفا و جریان خون مغز ارتباط مستقیمی وجود دارد.
به عبارت دیگر وقتی فرد موفق میشود كه برای مدتی وضعیت افزایش موج آلفا را حفظ كند، مغز وی خون بیشتر و در نتیجه اكسیژن و غذای بیشتری دریافت میكند. این مسئله سبب میشود كه نورونهای آسیب دیده به بازتولید و بهبود هدایت سیگنالهای الكتریكی خود بپردازند.
توانایی سلولهای عصبی به ایجاد ارتباطات سیناپسی و مسیرهای جدید در مغز، نوروپلاستیسیتی نام دارد. یك مثال برای این حالت وقتی است كه منطقه جدیدی در مغز كاركردهای یك منطقه دیگر را به عهده میگیرد. به این ترتیب در طی آموزش نوروفیدبك، نورپلاستیستی وارد عمل میشود.
کاربردهای درمانی نوروفیدبک:
-بیشفعالی/كمبود توجه (AD/HD): بیش از هر زمان دیگری، برای درمان AD/HD از نوروفیدبك استفاده شده است. 85-80% کودکان مبتلا به AD/HD به وسیله نوروفیدبك بهبودی كامل مییابند.
- اضطراب (Anxiety): بسیاری از متخصصان، بكارگیری نوروفیدبك به منظور درمان اضطراب را یكی از عمدهترین موارد و زمینههای استفاده از نوروفیدبك میدانند. اكثر آنها معتقدند اضطراب یكی از اولین مواردی بود كه به نوروفیدبك پاسخ داد. نتایج پژوهشی نشان میدهد كه در حدود 90-80% از بیماران اضطرابی با این روش بهبود یافتهاند.
- ناتوانی یادگیری (Learning Disability)، این اختلالات در سنین دبستان شایع هستند. در درمان این اختلالات، نوروفیدبك تحول بزرگی ایجاد كرده است. در این مورد نوروفیدبك به تنهایی پاسخگوست و نیازی به درمان مكمل ندارد. معمولاً با كامل كردن یك دوره درمانی بهبودی ثابتی حاصل میشود.
- اختلالات خواب: اولین تغییراتی كه مراجعین عموماً بعد از شروع درمان با نوروفیدبك مشاهده میكنند، تغییر و تنظیم خوابشان است. بنابراین میتوان از نوروفیدبك در درمان اختلالات خواب نیز استفاده كرد.
- صرع، آسیب مغزی و سكته مغزی: در انواع صرع و در مواردی كه داروها مؤثر نبودهاند و بیماری بسیار مزمن و غیرقابل كنترل بوده است نوروفیدبك در درمان 70 تا 90% بیماران موفق بوده است.
- آسیب مغزی : نوروفیدبک سبب بهبود مشکلات ناشی از آسیب و سکته مغزی میشود. از آنجمله میتوان به بهبود در حافظه، سردرد، گیجی و حواسپرتی، سرگیجه، مشکلات تمرکزی، اضطراب، افسردگی، تغییرات خلقی، اختلالات خواب، تحریكپذیری، مشكلات ادراك بینایی و دیسلكسی اشاره کرد.
-دردهای مزمن و سردردهای میگرنی: درمانگران و پزشكانی كه از نوروفیدبك برای درمان دردهای مزمن و سردردهای میگرنی استفاده كردهاند، اعلام كردند كه وقوع و شدت حملات میگرن در اكثر موارد با استفاده از این روش كاهش مییابد و حتی از بین میرود.
- افسردگی: در مورد بیماران مبتلا به افسردگی اساسی كه هیچ درمانی برای آنها كارساز نبوده، نوروفیدبك در اغلب موارد بهبوددهنده بوده است.
- سوءمصرف مواد: مطالعات نشان داده است كه در مقایسه با درمانهای موجود برای ترك اعتیاد، درمان با نوروفیدبك از بسیاری از روشهای دیگر موفقتر بوده است. علاوه براین، درمان با این روش وسوسه و ولع فرد را كاهش میدهد و در درازمدت احتمال عود و بازگشت را پایین میآورد.
جلسات درمان با نوروفیدبك:
ابتدا شرح حالی از مراجع گرفته میشود. سپس او روی صندلی مخصوص و راحتی مینشیند. 2 الكترود به گوشهای مراجع و یك الكترود به سر او، در جای مناسب متصل میشود (بنا به تشخیص درمانگر). سپس از بیمار خواسته میشود تا كاملاً آرام باشد و به صفحه كامپیوتری كه در مقابلش قرار دارد نگاه كند.
درمانگر برنامه خاصی برای بیمار در نظر گرفته است كه متناسب با مشكل اوست. (این برنامهها شبیه بازی كامپیوتری هستند). بیمار كار خاصی انجام نمیدهد بلكه مغز اوست كه همه كارها را انجام میدهد. پس از چندین جلسه تمرین و تكرار، مغز تكالیف را میآموزد و خود را با آنها تطبیق میدهد. در پایان جلسه الكترودها از بیمار جدا میشود و تكالیفی برای انجام در منزل به او داده میشود.
به منظور هرچه بهتر بودن نتایج حاصل از درمان و پایداری بیشتر اثرات درمانی، تعداد جلسات باید به حدی باشد كه درمان تكمیل شود. مدت معمول جلسات 45 دقیقه است، ممكن است در برخی موارد كمی طولانیتر یا كوتاهتر باشد. حداقل 2 تا 3 جلسه در هفته توصیه میشود. اما برگزاری 3 تا 4 جلسه در هفته باعث تسهیل درمان میشود. برای قطع درمان باید به تدریج فاصله جلسات را زیاد كرد.
ابتدا دو هفته یكبار و در صورتی كه بهبودی ادامه پیدا كرد ماهی یك بار. اگر به محض از بین رفتن علائم و نشانههای بیماری، درمان را قطع كنیم، ممكن است پس از گذشت مدتی مثلاً 3 ماه یا 9 ماه تمامی نشانههای بیماری برگردند. در اینجاست كه تصور میكنیم نوروفیدبك بیتأثیر بوده است. اما باید بدانیم نوروفیدبك در حقیقت نوعی یادگیری است و كاملاً واضح است كه هرچه تكرار و تمرین بیشتر باشد، یادگیری نیز بهتر و بیشتر خواهد بود و آموختهها دیرتر از بین میروند.
تا به امروز هیچ اثر منفی از نوروفیدبك گزارش نشده است، بلكه تمام اثراتی كه داشته مثبت بوده است. بدترین حالت این است كه نوروفیدبك نتواند تغییری در علائم بیماری به وجود آورد.
همزمان كردن مصرف دارو با نوروفیدبك نه تنها عوارض بدی ندارد، بلكه باعث میشود تأثیر داروها بیشتر شود و پس از مدتی داروها قطع شوند.
مزیتهای درمان تكنولوژیك نسبت به دارو درمانی
1. نداشتن عوارض جانبی و اثرات سوء برخی داروها (از جمله اثرات سوء داروها کاهش انعطافپذیری مغز است).
2. داشتن اثرات درمانی پایدار .
3. بهبود بیماری در مواردیکه دارودرمانی تنها علائم را موقتا? از بین میبرد، مانند AD/HD، وسواسهای شدید، افسردهخویی و ... .
4. تنظیم کل فعالیتهای مغز.
در حقیقت داروها به عنوان یك ماده خارجی سعی در تنظیم فعالیتهای مغز دارند. بنابراین با قطع آنها، نظم ایجاد شده در مغز نیز از بین میرود و مغز مجدداً برای اینكه تنظیم خود را به دست آورد نیازمند داروست. این مسئله به عنوان اثر تنظیمی داروها شناخته میشود در حالیكه هدف نوروفیدبك آموزش خودتنظیمی به مغز است و سعی دارد به مغز یاد دهد كه چگونه خود را تنظیم كند.
در نتیجه پس از درمان با نوروفیدبك، مغز با مواجهه با مشكلات جدید و خارج شدن از نظم خود، نیازمند ماده دارویی خارجی نمیباشد چرا كه میتواند از طریق فرایند خودتنظیمی، نظم جدید خود را بدست آورد.
«در واقع در دارودرمانی به مغز ماهی دادهایم، درحالیكه در نوروفیدبك ماهیگیری یاد دادهایم.»
فواید دیگر نوروفیدبك
از آنجا که نوروفیدبک به تنظیم کارکرد مغز میپردازد، لذا در ارتقاء توانمندی ها و مهارت های مختلف ذهنی و شناختی مانند بهینه سازی تصمیم گیری، افزایش خلاقیت، تقویت حافظه، افزایش تمرکز، کاهش استرس و اضطراب، افزایش هماهنگی جسم و بدن (بویژه در ورزشکاران)، افزایش توانمندیهای هنری از جمله در موسیقی و ... تأثیر فوقالعادهای دارد. امروزه بسیاری از شرکتها و سازمانهای معتبر جهانی از جمله ناسا(سازمان علوم فضایی آمریکا) از این روش و سایر روشهای مبتنی بر بیوفیدبک، به منظور بهینهسازی عملکرد پرسنل خود استفاده میکنند.
تاریخچه نوروفیدبك
همه چیز در سالهای دهه 1960 شروع شد. دكتر باری استرمان Barry Sterman، محقق دانشگاه UCLA كالیفرنیا، مشغول به انجام تحقیقاتی درباره فعالیت عصبشناختی مرتبط با خواب بود كه در خلال آن موفق به كشف امواج 14 هرتز در EEG مغز گربههای مورد آزمایش گردید.
این امواج با كاهش تنش عضلانی در گربهها ارتباط داشتند و بعدها نام SMR به خود گرفتند. دكتر استرمان و گروهش به تحقیقات خود ادامه دادند تا ببینند كه آیا گربهها در ازای دریافت پاداش (شیر)، تولید امواج SMR در مغز خود را افزایش میدهند یا خیر؟ پاسخ مثبت و نتیجه رضایتبخش بود. به دنبال آن دكتر استرمان هدایت تحقیقاتی برای NASA را برعهده گرفت كه در آن به ارزیابی سمی بودن سوخت موشك پرداخت (افرادی كه در معرض سوخت قرار میگرفتند دچار حالات استفراغ، سردرد، افزایش دم و بازدم (هواگیری)، توهم و تشنج میشدند).
دكتر استرمان گربهها را در معرض مقدار زیادی سوخت قرار داد و در آنها حالات استفراغ، سر و صدا، افزایش هواگیری، بزاقآوری، حملات تشنجی و مرگ را به دنبال هم مشاهده كرد. اما یك گروه از گربهها واكنش دیگری نشان دادند كه باعث تعجب گروه تحقیق شد. آنها توانستند وقوع حملات را در دوز بیشتری نسبت به دوز قابل تحمل برای گربههای دیگر متوقف كنند.
گروه با مراجعه به سوابق گربهها دریافتند كه این گروه از گربهها پیش از این طی مطالعه خواب، تحت آموزش SMR قرار گرفته بودند. دكتر استرمان تحقیقات خود را روی انسان و در مورد بیماران مبتلا به صرع ادامه داد. او تاكنون مقالات زیادی درباره استفاده از نوروفیدبك نوشته است.
تا به امروز هیچ اثر منفی از نوروفیدبك گزارش نشده است، بلكه تمام اثراتی كه داشته مثبت بوده است. بدترین حالت این است كه نوروفیدبك نتواند تغییری در علائم بیماری به وجود آورد.
همزمان كردن مصرف دارو با نوروفیدبك نه تنها عوارض بدی ندارد، بلكه باعث میشود تأثیر داروها بیشتر شود و پس از مدتی داروها قطع شوند.
نوروفیدبک و اختلالات مختلف :
AD/HD
AD/HD با رفتارهایی مانند بیتوجهی، تكانشگری و حواسپرتی مشخص میشود. بسته به اینكه چه رفتاری غلبه داشته باشد این اختلال را به سه زیرگروه تقسیم میكنند. یك دسته با برجستگی بیتوجهی مشخص میشود، یك دسته با تكانشگری و بیشفعالی و دسته سوم با تركیبی از بیتوجهی، تكانشگری و بیشفعالی.
تحقیقات نشان داده است كودكان AD/HD كمتر قادرند كه موج بتا بالای 14 هرتز تولید كنند و بیشتر امواج تتا در محدوده 8-4 هرتز تولید میكنند. برای داشتن تمركز مناسب در وضعیت بهینه، مغز نیاز دارد تا سطح بالایی از امواج سریع بتا و سطح پایینی از امواج آهسته تتا را تولید كند در حالیكه در تمركز ضعیف این تعادل به هم میخورد.
نوروفیدبك برای افزایش تولید بتا و كاهش تولید تتا مورد استفاده قرار میگیرد. طی فرایند آموزش، كودك طی یك بازی كامپیوتری برای تولید امواج مناسب پاداش دریافت میكند تا به این ترتیب یاد بگیرد كه چگونه به مدیریت توجه و برانگیختگی بپردازد و كنترل بهتری بر رفتار و هیجانات خود داشته باشد.
میتوان گفت كه شغل مغز توجه كردن است، نه فقط به دنیای بیرون بلكه به فرایندهای درونی هم توجه میكند و این چنین فعالیتهای خودش و بدن را وارسی میكند. وقتی امواج خاص در مغز را مورد آموزش قرار میدهیم در بیشفعالی، تكانشگری و گوشبزنگی بهبود حاصل میشود.
در كنار فواید مربوط به توجه، فواید دیگری هم در رابطه با بعضی رفتارهای همراه AD/HD مشاهده میگردد. خطاهای كمتری در آزمونهایی كه مسائل شناختی را به چالش میكشند اتفاق میافتد؛ زمان واكنش بهبود مییابد و نیز پایدار میشود؛ شب ادراری و دندان قروچه شبانه برطرف شده، میل به شكر و تیكهای حركتی و صوتی هم از بین میروند؛ وسواس فروكش میكند؛ حتی ضریب هوشی افزایش یافته و دستخط بهتر میشود.
نافرمانی، قشقرق، طغیان، خشم زیاد، خودسری، دروغگویی و حتی رفتارهای خشنتر مانند پرخاشگری، بدرفتاری با حیوانات (Cruelty to animals)، دعوا كردن و fire setting همه به این روش جواب میدهند. بعضی از این بچهها هیچ احساس پشیمانی نمیكنند و بنظر خونسرد میرسند.
این روش در مورد بچههای افسرده، مضطرب، و بچههایی كه دارای اختلالات هیجانی هستند كمك كننده است. در بیشتر موارد كودكان موفق میشوند دوز داروی خود را كاهش داده یا آن را قطع كنند. دیده شده كه وقتی دوره درمان با نوروفیدبك كامل شود، اثرات بهبودی آن تا بلندمدت ادامه خواهد داشت.
در هر حال ذكر این نكته ضروری است كه دستگاه عصبی كودكان بیشفعال آسیبپذیرتر از كودكان دیگر است كه میتواند دلایل ژنتیك، تغذیهای، رشدی و یا زمینه خانوادگی داشته باشد.
اوتیسم
یکی از روشهایی که مغز از طریق آن چیزهای مختلف را یاد میگیرد، تقلید آینهوار از رفتار دیگران است (سیستم آینهای). زمانی که کسی خمیازه میکشد احتمالاً ما نیز خمیازه میکشیم.
در EEG چیزی شبیه به این سیستم آینهای میبینیم که به آن «ریتم مو» میگوییم. ریتم مو به طور طبیعی در ناحیه حسی ـ حرکتی مغز و در زمانی که مشغول انجام فعالیت خاصی نیستیم به وجود میآید. مغز از این ناحیه برای کنترل اطلاعات ورودی استفاده میکند و سبب میشود به صورت هوشیار فعالیتهای حسی (احساسی) و حرکتی را درک کنیم.
مشاهده ریتم مو بیانگر آن است که مغز در حالت «بیکاری» قرار دارد و به اطلاعات ورودی پاسخ نمیدهد. در فردی که پردازش و پاسخ به اطلاعات در آن طبیعی است، هنگام دیدن یک سیب به طور ناگهانی امواج مو کاهش مییابد، دروازه ورود اطلاعات به ناحیه حسی ـ حرکتی باز میشود و فرد سیب را درک کرده و میتواند آن را بردارد.
متأسفانه در افراد مبتلا به اوتیسم و آسپرگر این سیستم ناقص عمل میکند و دروازه ورود اطلاعات بسته میماند بنابراین اطلاعات پردازش نمیشوند و پاسخ و رفتار مناسبی مشاهده نمیشود. مشکل دیگر، عملکرد نامناسب نیمکره راست است.
اطلاعاتی که از بیرون دریافت میشوند، برای پردازش اولیه به نیمکره راست فرستاده میشوند. این پردازش اولیه سطحی، مبهم و تا حدودی بیمعنی است. این اطلاعات سپس برای پردازش بیشتر و دقیقتر به نیمکره چپ فرستاده میشوند.
در اثر کارکرد ناقص نیمکره راست، اطلاعات انتقالی به نیمکره چپ نیز بیاعتبار میشود و این نیمکره نمیتواند درک صحیحی از دنیای اطراف به وجود آورد. از طرفی لوبهای پیشانی باعث آگاهی هوشیارانه ما از آنچه در اطرافمان روی میدهد میشوند.
این قسمت به ما اجازه میدهد تا بر پایه اطلاعات دریافتی، اعمال خود را برنامهریزی و اجرا کنیم. وجود ریتم مو و جلوگیری آن از ورود اطلاعات باعث میشود لوبهای پیشانی نتوانند تحلیل و عملکرد مناسبی نسبت به محیط اطراف داشته باشند.
کارکرد نامناسب نیمکره راست، لوبهای پیشانی و وجود نابجای ریتم مو منجر به بروز رفتارهای اجتماعی نامناسب و ارتباطات سطحی و سرد میشود. در اوتیسم، نیمکره چپ نیز کارکرد نامناسبی دارد. استفاده از نوروفیدبک به کودک مبتلا به اوتیسم کمک میکند تا کوهرنس و ریتم مو را در مغز خود کاهش داده و عملکرد آن را بهبود بخشد.
نوروفیدبك در مواردی مانند ارتباطات كلامی، فیزیكی و اجتماعی به كودك اوتیستیك كمك میكند. مدارك كلینیكی حاكی از بهبود گفتار، پاسخدهی، تعادل، ادراك و ابرازهای مناسب چهره میباشند. همچنین نوروفیدبك به كاهش حساسیتهای حسی و پاسخدهی بهتر به تغییرات محیطی كمك میكند.
مشکلات یادگیری
مشكلات یادگیری ممكن است در یك یا چند فرایند پایه در فهم زبان گفتاری یا نوشتاری بوجود آیند. عقیده بر این است كه مشكلات یادگیری نتیجه تغییراتی در كاركرد مغز هستند. این مشكلات ممكن است در كاركردهای شنیداری، حافظه یا پردازشی اتفاق بیفتد و مشكلاتی را در فهم و به یاد آوردن كلمات، در بیان یا دریافت زبان شفاهی یا كتبی، در شكلدهی حروف یا فهم مفاهیم ریاضی بوجود آیند.
دیده شده كه كودكان LD سطوح بالایی از فعالیتهای آلفا و تتا را از خود نشان میدهند كه این به پیشرفت فعالیتهای ذهنی صدمه میزند. نوروفیدبك به كاهش تولید آلفا و تتا كمك كرده و سبب بهبود مهارتهای خواندن، نوشتن، ریاضیات و نقاشی و نیز افزایش نمره IQ میشود.
در نقشه مغزی کودکان ناتوان یادگیری اغلب یک یا چند مورد از موارد زیر مشاهده میگردد:
• امواج آهسته یا نوکتیز کانونی در یک یا چند ناحیه مغزی
مثلاً در دیسلکسی این امواج آهسته در لوب پس سری، ناحیه ورنیکه، ناحیه بروکا و ناحیه حسیحرکتی مغز دیده میشوند.
• فعالیت نامناسب امواج آلفا یا بتا
مغز ما از امواج آلفا برای استراحت دادن به خود استفاده میکند. اگر تولید این موج ادامه یابد و متوقف نشود مغز نمیتواند بسیاری از فعالیتهای حیاتی خود را انجام دهد. در عوض امواج سریع بتا برای انجام فعالیتهای توجهی و تمرکزی مغز ضروری میباشند. کاهش فعالیت بتا و افزایش آلفا در این افراد منجر به بروز مشکلات یادگیری میشود.
• افزایش یا کاهش کوهرنس
قسمتهای مختلف مغز برای اینكه بتوانند پیچیدگی های دنیا را درك كرده و عملكرد مناسبی داشته باشند، دائماً با هم در ارتباطند. قطع و برقراری بموقع این ارتباطات منجر به پردازش صحیح اطلاعات میشود. در كودكان مبتلا به ناتوانی یادگیری ارتباط بین دو یا چند ناحیه از مغز یا بخوبی برقرار نمیشود و یا در صورت برقراری، درهمآمیختگی پیدا میكند.
میزان زیاد Coherence در QEEG نشان می دهد که 2 یا چند ناحیه از مغز در هم آمیختگی پیدا کرده و نمی توانند اطلاعات را به خوبی پردازش یا اجرا کنند. کاهش Coherence هم نشانه این است که مغز نمی تواند به خوبی قسمت های لازم برای انجام کار خاصی را پیوند دهد. افراد ناتوان یادگیری ممکن است هر دو یا یکی از حالات کاهش و افزایش Coherence را در QEEG خود نشان بدهند.
میدانیم که نوروفیدبک خودتنظیمی را به مغز آموزش میدهد لذا کودک میتواند با کمک این روش به اصلاح و تنظیم مناسب الگوی امواج مغزی خود بپردازد . استفاده از نوروفیدبک سبب تنظیم فعالیت امواج مغزی و برطرف شدن مشکلات کوهرنس در کودکان دارای مشکل یادگیری میگردد.
اختلالات خواب (در بزرگسالان)
مدارك بالینی مختلفی وجود دارد كه نشان میدهد استفاده از نوروفیدبك به بهبود اختلالات مختلف خواب از جمله بیخوابی، آپنه، سخت به خواب رفتن، مرتب از خواب پریدن و... كه علائمی مرتبط با اضطراب و افسردگی هستند، كمك میكند.
در واقع نوروفیدبك به خودتنظیمی مغز در برانگیختگی فیزیولوژیك كمك میكند و همین امر سبب بهبود كیفیت خواب میشود.
مشكلات خواب (در كودكان)
مشكلات خواب شامل شبادراری، راه رفتن در خواب، حرف زدن در خواب، وحشت در خواب و اضطراب مربوط به خواب رفتن میباشند. نوروفیدبك با كمك به خود ـ تنظیمی مغز در تنظیم برانگیختگی فیزیولوژیك، در بهبود مشكلات مربوط به خواب موفق بوده است و غالباً اولین چیزی كه در درمان توسط نوروفیدبك توسط مراجعین گزارش میشود بهبود كیفیت خواب است.
صرع
نوروفیدبك اولین بار در حوزه بهبود صرع به كار گرفته شد. استرمان در پژوهشهای خود متوجه گردید که تقویت موج SMR در حیوانات و انسان سبب کنترل و بهبود تشنج میگردد. نشان داده شده است كه نوروفیدبك در بهبود انواع صرع از جمله صرع كوچك، صرع بزرگ و تشنجهای موضعی پیچیده مؤثر است. همچنین باعث كاهش دوز دارو و كنترل بهتر تشنجها میشود. اغلب افرادی كه تحت درمان با نوروفیدبك قرار گرفتهاند افرادی هستند كه درمانهای دارویی در حل مشكل آنها ناموفق بوده است.
نوروفیدبك پایداری مغز را افزایش میدهد. مدت درمان ممكن است كمی طولانی شود اما معمولاً نتایج خوبی به دست میآید كه به شكل بهبود سطح عملكرد مغز، كاهش دوز داروها و عوارض جانبی آنها، كاهش تعداد تشنج و رفع نیاز به جراحی (در مواردی كه نیاز به جراحی بوده است) قابل مشاهده است.
اضطراب
گاهی اضطراب حاصل مغزی است كه خیلی سریع كار میكند و لازم است كه آرام شود. مشخص شده که تقویت آلفا سبب پیدایش حالت آرامش و خلوت شدن ذهن میشود.
با پیشرفت تكنیكها و مطالعات مربوط به امواج آلفا، محققان دریافتند كه آموزش آلفا در بهبود اختلالات اضطرابی، سندرمهای درد، اختلالات خواب و استرس مزمن مؤثر است.
در واقع اضطراب نشانهای از وجود مشكلات در خودتنظیمی مغز است. نوروفیدبك اطلاعاتی را از EEG مراجع به وی ارائه میدهد و كمك میكند تا بتواند وجوه مختلف آن را تحت كنترل خود درآورد و به این ترتیب به مغز می آموزد تا خودش را بهتر تنظیم كند. این مهارت بعد از این بصورت ناهشیار در مواقع مختلف و برای غلبه بر اضطراب و حملات هراس توسط شخص بكار گرفته میشود.
استفاده از نوروفیدبك در بیماران PTSD به آنها اجازه میدهد تا خاطرات مربوط به حادثه را بدون احساس ناراحتی و رنج پردازش كنند.
افسردگی
در نقشه مغزی افراد افسرده نشانههای مختلفی دیده میشود که بعضی از آنها عبارتند از:
افزایش یا کاهش فوقالعاده در فعالیت امواج بتا و آلفا در سراسر یا بخشی از مغز؛ کاهش یا افزایش موج دلتا؛ کاهش یا افزایش غیرطبیعی کوهرنس و ... . استفاده از نوروفیدبک منجر به انجام اصلاحات در الگوی امواج مغزی افراد افسرده میگردد. تغییر در میزان سروتونین و نوراپینفرین که دو انتقالدهنده عصبی هستند از علل بروز افسردگی است. نقل و انتقالات انتقالدهندهها از مباحث مربوط به شیمی مغز است.
نکته در اینجاست که تغییر در شیمی مغز به تغییر در امواج، و تغییر در امواج به تغییر در شیمی مغز میانجامد. لذا استفاده از نوروفیدبک و اصلاح الگوی امواج مغزی سبب ایجاد تعادل در نقل و انتقالات مواد شیمیایی مغز میگردد.
نوروفیدبك ساز و كار اصلی كه مغز به آن وسیله برانگیختگی فیزیولوژیك را كنترل میكند تحت كنترل درآورده و مكانیزم برانگیختگی را طبیعی میسازد. این روش صرفنظر از علت افسردگی اثربخش است. در طی درمان مراجع ممكن است متوجه شود كه لازم است استفاده از داروهای ضدافسردگی یا محرك را كاهش دهد كه به هر حال باید از نظر دوز دارو در طی درمان تحت نظر متخصص باشد.
درد مزمن
در مورد درد مزمن فرض بر این است كه آسیبی كه در ابتدا منشأ درد بوده است درمان شده اما درد همچنان باقی است و چه بسا بدتر شده است. وقتی درد برای مدت طولانی ادامه پیدا كند، آستانه درد ممكن است كاهش یافته و در نتیجه ادراك آن افزایش یابد. به عبارت دیگر مغز توجه بیشتری به احساس درد میكند.
طولانی شدن مدت درد، آستانه مغز نسبت به درد را پایین آورده و سبب افزایش ادراك درد میشود. استفاده از نوروفیدبك آستانه مغز نسبت به درد را بالا برده و حتی به مقدار طبیعی میرساند و به این شكل سبب كاهش ادراك درد میشود. حتی با وجود آسیب هم، تنظیم شدن دوباره آستانه درد در یك حد طبیعی، باعث بهتر شدن درد میشود. مغز با كمك نوروفیدبك آستانه درد را از نو تنظیم میكند.
صدمات مغزی خفیف (mTBI)
پیامدهای آسیب مغز خفیف شامل سردرد، بدن درد، حالت تهوع، گمگشتگی ، افسردگی، خستگی مفرط، مشكلات بینایی، نقائص پردازش شنیداری، مشكلات خواب، وز وز گوش، تحریكپذیری و اضطراب و حتی تغییرات یا ناپایداری شخصیتی میباشد. در حالیكه هیچ نوع دارو درمانی مرسومی برای این علائم وجود ندارد، لیكن معمولاً به نوروفیدبك جواب میدهند.
مطابق با گزارش خود افراد تحت درمان تا 80% بهبودی در علائم پیدا میشود. بازیابیهایی كه مغز به این ترتیب بدست میآورد اثر بلندمدت دارد. استفاده از این روش حتی سالها بعد از آسیب هم مفید خواهد بود. بعضی بهبودها بعد از آسیب بصورت خودبخود مورد انتظار هستند لیكن نوروفیدبك فرایند را سرعت میبخشد.
آموزش در مناطق خاص قشری كه مربوط به كنترل برانگیختگی فیزیولوژیك میشود صورت میگیرد. در مورد صدمات خفیف شواهد حاكی از تأثیر مثبت نوروفیدبك در كمك به بهبود علائمی مانند: كاهش انرژی، سردرد و دردهای مزمن، گیجی و سرگیجه، مشكل حافظه، مشكل در تمركز، اضطراب، افسردگی، تغییرات خلقی، اختلالات خواب و مشكلات ادراك بینایی میباشد. شواهد بالینی نشاندهنده این است كه استفاده از نوروفیدبك حتی پس از اینكه سایر درمانها از پیشرفت باز میمانند، سبب دستیابی به نتایج بیشتر میشود.
سکته مغزی
سكته مغزی اغلب نارساییهایی را در عملكرد مغزی به دنبال خود دارد. نوروفیدبك علاوه بر كمك به بهبود نقائصی كه از سكته ناشی میشود، در برطرف كردن مشكلات ثانویهای كه پدید میآید مانند اضطراب، افسردگی، تحریكپذیری، كسالت و... هم مفید است. نوروفیدبك باعث دستیابی به بازیابی بلندمدت كاركرد مغز میشود.
بسیاری پیامدهای ناشی از سكته در محل آسیب به وجود نمیآیند و شبیه به پیامدهای ذكر شده در مورد MTBI هستند: مشكلات خواب، تحریكپذیری، تغییرات خلقی و افسردگی.
این موارد خیلی زود به نوروفیدبك جواب میدهند بعضی نقائص خاص كه مربوط به سكته میشوند مانند راه رفتن، گفتار و ضعف یك طرف بدن، زمان بیشتری برای بازیابی میبرند و حتی ممكن است بهبودی بطور كامل بدست نیاید. گاهی لازم است فرایند آموزش بطور بلندمدت ادامه پیدا كند تا مغز بتواند به مرور قابلیتهای قبلی خود را بازیابد.
عملكرد بهینه
نوروتراپی اهداف مختلفی دارد:
-تثبیت عملكرد سراسری مغز با افزایش توانایی مغز در تولید امواج مغزی مختلف در محدوده صحیح .
- بهبود توانایی مغز برای تغییر نرم و راحت از یك حالت ذهنی به حالت دیگر و حفظ آن حالت به اندازه نیاز.
- بهبود كاركرد مغز در نواحی خاص مرتبط با مشكلاتی كه فرد در آن زمان تجربه میكند.
سالهاست كه ورزشكاران، هنرمندان، مدیران و افراد نظامی، از نوروفیدبك برای دستیابی به بالاترین سطوح عملكرد درمانی استفاده میكنند. پروتكلهای آموزشی، برانگیختگی فیزیولوژیكی، تمركز و توجه، تعادل نیمكرههای مغزی، آرمیدگی و كاركرد اجرایی را تحت تأثیر و آموزش قرار میدهند. نوروفیدبك یك تكنیك یادگیری و وسیله آموزشی است. مراجع از تغییراتی كه طی آموزش بوجود آمده آگاه میشود و قادر خواهد بود تا روند پیشرفت خود را در جهت رسیدن به قابلیتهای بالاتر مورد ارزیابی و بررسی قرار دهد.