نوروفیدبک از کجا شروع شد؟ تاریخچه نوروفیدبک
استفاده از بیوفیدبک تاریخچهای طولانیتر از نوروفیدبک دارد. حتی دستگاه زنگ و تشکچه سادهای که از قدیم برای درمان شبادراریهای کودکان بهکار میرود یک جورهایی بیوفیدبک است. اما نوروفیدبک به معنای امروزیش مدیون تحقیقهای دکتر باری استرمان محقق دانشگاه کالیفرنیا در لسآنجلس در دهه60 میلادی است. البته استرمان روحش هم خبر نداشت که روزی نتیجه تحقیقهایش پایه یک روش پیشرفته رواندرمانی باشد. او فقط دلش میخواست بفهمد که وقتی ما خوابیدهایم، در مغزمان چه میگذرد. او طبق روال همه تحقیقهای عصبشناختی، از حیوانات شروع کرد. گربههای آزمایشگاه دکتر استرمان، هم وقتی که خواب بودند و هم مواقعی از بیداریشان، EEGهای پایینتری را نشان میدادند.
اما این تمام ماجرا نبود؛ دکتر استرمان میخواست راهی را پیدا کند که این EEGهای رخوتزده را بالا ببرد. برای برانگیختن EEG یک گربه چه چیزی کارساز است؟ درست حدس زدید: یک ظرف شیر. دریافت این پاداش میتوانست امواج مغزی گربهها را تغییر دهد. از شانس ناسا بود یا از شانس استرمان که همزمان با این تحقیقات یک پروژه ناسا هم به استرمان سپرده شد. سفارشدهنده این پروژه میخواست بداند که چرا کارکنان ناسا وقتی در معرض سوختهای موشکی قرار میگیرند دچار استفراغ، سردرد، توهم و تشنج میشوند؟ دکتر استرمان، هم گربههای آزمایشگاهش و هم گربههای دیگر را در معرض این سوختها قرار داد. نتیجه شگفتانگیز بود؛ گربههایی که در آزمایش قبلی توانسته بودند EEG خودشان را کنترل کنند، از گربههای معمولی کمتر دچار استفراغ، حملات تشنجی و نشانههای دیگر میشدند.
این نتیجه شگفتانگیز آغاز تحقیقات نوروفیدبک شد. آیا انسان هم میتواند با کنترل امواج مغزی مشکلات روانیاش را حل کند؟ آزمایش استرمان روی مبتلایان به صرع نشان داد که جواب این سوال مثبت است. بقیه داستان هم مثل تمام قصههای علمی دیگر است. این روش کمکم گسترش پیدا کرد و از سال 2000 به اینطرف کلینیکهای نوروفیدبک هر روز در گوشهای از جهان و البته در ایران خودمان سبز میشوند.
